قارا گونئی

تورکجه ادبی، کولتورل، فولکلوریک و توپلومسال قونولاردا چالیشان وبلاگ

ساوالی صفرعلی غیبی; واقف و تورکمن محمود کیمی مکتب لی اولان شاعیرلرین سون نسلی

نئچه ایل اؤنجه ساوالی آشیق نادر رنجبر له بیر دانیشیق آپاردیم و او دانیشیق آلما یولو وبسایتیندا بیر مقاله کیمی یاییملاندی. نادر رنجبر او دانیشیقدا ساوانین آقداش کندینده صفر علی غیبی آدینا بیر شاعیر اولدوغوندان خبر وئردی. چوخ ایسدیردیم بو شاعیردن بیلگی لر آلام.  آیلار اؤنجه اینترنت فضاسیندا آقداش آدینا بیر وبلاگ گؤروب، اونون مدیری سایین محمد رفیعی له مجازا تانیش اولدوم. سایین رفیعی یه آقداش دا بئله بیر شاعیرین اولدوغونو خاطیرلادیب، بیله سیندن شاعیردن بیلگی ییغماغینی ایسته دیم. اودا سؤزومو یئره سالماییب، ایکی دی وی دی شاعیرین اؤزو اوخودوغو شعرلریندن منه گؤندردی. من او دی وی دی لری هله کامیل یازییا دؤندره بیلمه میشم. آمما منه ایلگینج(جالب) اولان بیلگیلری سایین اوخوجولارلا پایلاشماق ایسته دیم:

۸۶ یاشیندا اولان شاعیر صفرعلی غیبی ۱۳۰۳ده ساوانین آقداش کندینده دونیایا گؤز آچیب، مسلکداشلاری اولان بویوک شاعیر ملا پناه واقف و تورکمان محمود کیمی کندده مکتبی وارایمیش و اوشاقلارا یاخین ۱۵ ایل علم اؤیره دیرمیش. گلیری(درآمدی) اکینچیلیک دن اولان شاعیر، تعزیه(شبیه) ده اوخویور و تعزیه نسخه سی ده یازیر. نئچه دفتر تورکجه شعری وار و اونلاری موضوع باخیمیندان آییریب و جونگ آدلاندیریر. او ایندی شعرلرینین چاپ اولوب یاییملانماسی آرزوسوندادیر. فرهنگ و ارشاد اداره سیندن فقط "راهنمایلیق"(= ارشاد) بکلنتیسی(انتظار) واریمیش کی فقط راهنمایلیق اولونوب و هئچ ایش گؤرولمه ییب! شاعیر، سؤزلرینده رحمتلیک علی کمالی دنده سؤز آچیر: " علی کمالی قاراقانین بند امیریندن، تهراندا وکیلدی، او گلدی شعرلریم آلدی اوخودو، چوخ بگندی...". بوندان سونرا تانری ایسدرسه شاعیرین گؤزل شعرلریندن آرتیق یازاجاغیق.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد ۱۳۸۹ساعت   توسط اسدالله امیری  | 

شاعری از روستای آقداش ساوه: صفرعلی غیبی

در يك صبح بهاري سال 1389 به بهانه آشنايي هر چه بهتر به سراغ مردي رفتم از ديار شعر و ادب كه در پيچ و خم زندگي در گوشه‌اي تنها در خانه قديمي مانده از پدر فقط روزگارش را با دست نوشته‌هايش سپري مي‌كرد.

منزلي در روستاي «آقداش» محله مراديها كوچه شهيد رفيعي در اتاقی که چشم اندازي زیبا به كوچه داشت او را ديدم، از او خواستم كه از خودش و آثارش بگويد غمی سنگین در چهره اش نمایان بود که حکایتها داشت شنیدنی که قسمت اول این گفتمان را به حضور سبزتان عرضه مینمایم :من صفرعلي غيبي فرزند مرحوم معصوم علي متولد 1303 (86 ساله) كه از شش سالگي پدر مرا در مكتب خانه گذارد،‌ خواندن و نوشتن را شروع كردم و علاقه زيادي به درس و مكتب داشتم اولين استادم ميزا علي اهل خان آباد و آخرين استادم مرحوم حاج شيخ ميرزا محمد علي نجفي بود.

در آن سالها به دليل ذوق و علاقه تمام علومي كه در آن مقطع بود از باب صرف و نحو و فنون تعزيه خواني و يا مقتل نويسي را در زمان خود گذراندم به طوري كه ديگر چيزي براي مطالعه پيدا نمي‌كردم با توجه به اشتياق زيادم و از طرفي با نظر به مشكلات معيشتي در زندگيمان پدرم مرا از ادامه تحصيل به شهر قم منع كرد.

ولي من در سنين 14 سالگي شروع به استادی  در مكتب‌خانه‌ها در روستاي خود و اطراف نمودم و به مدت 12 سال كه در انتها از طرف نهضت سوادي آموزي به عنوان معلم چند سالي تدريس داشتم.

خاطرات و زندگيش شنيدني بود.

از او خواستيم تا از فعاليتهاي ادبي خويش بگويد:

او گفت: در ميان اين سالها با توجه به استعداد ی که در تعزيه خواني(داری صدای دلنشین است) و تدوين آن داشت تحولي نو در جمع آوري و ساماندهی  و تهيه بيش از 7 جنگ كه هر جنگ او حاوي 10 الي 30 مجلس مي‌باشد از ديوانش گفت كه عمده عمر خود را بر روي آن نهاد و تنها يادگار ماندگارش مي‌باشد كه در دو قسمت نظم و نثر حاوي مضامين طنز و معضلات اجتماعي و در باب اخلاق و مذهب و عرفان گرد آوري شده كه به نوع خود قابل تامل مي‌باشد.

از سال 1356 شروع به جمع آوري آثارش نمود و تنها آرزوي خود به چاپ رساندن آنها مي‌داند.
خود مي‌ديد در اين ديوان او لقب و تخلص( غمگين) را براي خود برگذیده است. به طوري كه اين مطلب در انتهاي هر غزل مشهود است.

وقتي علت اين تخلص را از او جويا شدم افزود: چون انسان در حالت جنين دست در زير چانه و به حالت غمگين پاي به اين دنيا مي‌نهد با توجه به اين كه از اول عمر تا كنون آلوده به غم بوده ام‌ و پيوسته با سختي و مشكلات گذران زندگي داشتم ترجيح دادم كه اين اسم را انتخاب كنم.

  


شعری از صفرعلی غیبی:

سپاس و حمد اول خالقه کی یکتادور
قدیم و لم یزل و لاشریک و همتادور
کی ذات- پاکی هامی ممکناته غالب دور
علیم و عالم و حاکم و حلیم و دانادور
یئری گؤگو هامی ممکناتی خلق ائله ین
کی هم سمیع و بصیر حی و هم توانادور
ائدیبدی خلق هامی جن و انسی دام و ددی
کی ذات- اقدسی هر عیب دن مبرادور
تمام خلقت و جنبنده نی ائدن مرزوق
رحیم و راحم و رحمان خدای-بینادور
کی ناامید ائله مز بنده سینی لوطفوندن
دئمز بیریسی دیر اعلی بیریسی ادنی دور
تمام جن و بشر وحش و طیر و جنبنده
کی ریزه خوار ولی و نعمادور
تمام گبر و مجوس و سیاه و سرخ و سفید
وظیفه خوار در- کردگار یکتادور
الها دست نیازینی بنده غمگین
دوتوبدو درگهوه صاحب- خطایادور
باغیشلا جرمینی یارب به سید ثقلین
اؤز آدین حرمتینه غافرالخطایادور
غریق لجّه عصیانم عفو ائله یارب
گلیبدی درگهوه صاحب- تمنادور
 

منبع: آقداش (http://www.agdash.blogfa.com)                             

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۸۹ساعت   توسط اسدالله امیری  | 

آشیق ها میراث فرهنگ ما هستند، آنها را دریابید.

 

برگرفته از وبلاگ آشیق گونشhttp://www.ozan2007.blogfa.com

آشیقلاری اونؤتمایین سَسلَرینَه سَس وئرین

بسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

 

موسیقی موهبت اِلهی اَست

 هر از چند روز، دررسانه های ملی میشنویم ومیبینیم  مسئولین محترم  دولت همه مشاغل آزاد را بیمه و زیر پوشش دولت محترم جمهوری اسلامی ایران قرارداده اند، که جا دارد از دست اندرکاران این اقدامات خداپسندانه قدردانی نموده وبرای آنها دعا کنیم، خصوصاً در روزهای اخیر در رابطه با کارهای فرهنگی، هنری وموسیقییایی نیز مصاحبه هایی با وزیر محترم انجام شد که اکثراً مورد عنایت وحمایت  قرار گرفتند . ضمن سپاس و تشکر از ازوزیر محترم ومعزّز فرهنگ وارشاد اسلامی ایران، باشنیدن چنین اقداماتی احساس غرور کرده و به کشور عزیزمان ایران  ودولتمردان  دلسوزش افتخارمیکنیم، با توجّه باین مسائل چراپس از( آشیق ها) که میراث داران فولکلور ادبی وفرهنگ غنی وپرمایه ای  ازایران عزیزمان  هستند !حمایت نمیکنند؟ در ضرب المثال ها ،که به گویش   ترکی :(آتالار سؤزو) است، میگویند: خاراب قالان ماداوا .. بیر اؤتاق دا ایککی هاوا ؟ خراب بمانی ماداوا ..در یک اطاق دوهوا ؟ به استحضار مسئولین گرامی میرسانم هنر آشیقی حدود  1200 سال بلکه بیشتر قدمت دارد و فولکلور ادبی آشیق ها در ردیف غنی ترین وپرمایه ترین آثار فولکلور دنیا جای گرفته، حتی مسئولین فرهنگی آذربایجان (باکو) فولکلور ادبی آشیق های خودشان را در یونسکو به ثبت رسانده اند، آشیق های ما ضمن اینکه با موسیقی مقامی در زمان صُلح وصفا .با عشق ومحبّت زندگی کردن را به مردم –هنر دوست ووطن پرور خصوصاً جوانان میآموزند، در زمان جنگ ودرگیری نیز جهت دفاع از آب وخاک،شرف وغیرت و...با ساز وآوازخود روح حماسی را در قلب وروح جنگاوران غیور ایران سرافراز دمیده ودر جهت آرامش گام بر داشته اند . وباتوجه باینکه آشیق ها وشعرای ما مانند  دده قاسیم ، دده کاتیب، دده قوربانی، شاه ختایی، خوندابلی مهجور ودده تیلیم و..... که اسامی آنها گنجایش عریضه این حقیر راندارد، با آفریدن نغمات وترنّمات زیبای موسیقی  محلی وبومی ،مقامی و با تنظیم کردن ریتم وآهنگهای زیبا ودل نشین خیالات واحساسات پاک انسانی را به پرواز در آورده ومالک وتصاحب کننده روحهای آشفته ورویاهای ظریف انسانها بخصوص جوانان غیرتمند وسرافراز ایران اسلامی بوده و هستند.که با وصف داستانهای قهرمانان افسانه ای  درکنار قهرمانان واقعی وطن عزیزمان ایران که( درجنگ تحمیلی 8سال دفاع مقدّس ضمن حافظ منافع ملی وسرزمین پرافتخار ایران اسلامی  افتخاراتی نیزآفریدند)، که آشیق هابا غنی از فرهنگ و ادبیات دیرینه شان با موسیقی مقامی ومحلی خود ازافتخار غرور آفرین آن قهرمانان تجلیل نموده ومینمایند.اینک استدعا داریم  ازآثار این (دده ها ) (پدر علم) همچون دده قاسیم ، دده عابباس دوخارخانلی و........ دده تیلیم که حاوی اشعاری از آیات قرآن کریم ، انبیاء واؤلیاء، معراج حضرت ختمی مرتبت مُحمّد.ص. ، دشت کربلا – امام حسین و....ع.، چهارده معصوم .ع. واجبات نماز، اصول وفروع دین، شکیات وسهویات نماز ، خلقت انسان ، وجودنامه انسان ، مناظره زمین وآسمان ، مناظره درخت انگور ومیش ،اسامی پرنده ها ی موجود در ایران ، زبانهای قومی در ایران ، اشعار بی نقطه، اشعار عرفانی ،حکمت ، پندیات و، حروف الف ،با، روز قیامت، جهنّم وبهشت ،تمثیل ، معمّا، ضرب المثال ،لیریک، که در غالب : قؤشما، گرایلی ، جناس ، مُخَمَّس ،،ملمَّع ،مَثنَوی ، دیوانی ، ردّالعجز علی صدر،لفّ ونشر  و.......میباشد که افسوس این ( پدران علم )و دده تیلیم بهترین گنجینه های خود را با خود بگوربردند وخیلی ازآنها بیاد فراموشی  سپرده شده است .حدود ۱۵۰ سال باینطرف بصورت مکتوب بما رسیده که دارای ماهئیت وموقعیت ویژه مبتنی بر تفکرات اسلامی است واکثر مردم ما مُعتقدات دینی شان را با استفاده ازاین اشعاروموسیقی  مقامی  ومحلی هویت اسلامی میبخشند .متاسفانه اینگونه هنردرذهن مسئولین محترم محوشده واز یادبرده میشود. وبا توجه باین بی اعتنایی ، آشیقهایی هستند که با فعالیت های مستمر وپیگیرهای مجدانه  اینک پا به سن پیری گذاشته وخانه نشین شده اند ،چون بدون حمایت وپشتوانه بودند به هیچ ارگانی وابسته نیسنتد ودرحال حاضر در آمدی ندارند وناچار در ایّام فرخنده مانند اعیاد ، میلاد ها ، روز پدر ، روز مادر و........ شرمنده عهدوعیال ، داماد ، عروس ،نوه و.... میشوند.در صورتیکه گنجینه فراوانی دارند ،که عنایت به فرمایشات مقام معظم عُظمای ولایت و رهبری مدّ ظلّه العالی که امسال را نیز کار مضاعف و همّت   مضاعف نامگذاری فرمودند ، چنانچه وزیر محترم فرهنگ وارشاد اسلامی مقرر فرمایند مسئولین مربوطه ترتیبی اتخاذ نمایند تا اینگونه هنروآثار ها را ضبط  و ... در دسترس عموم  قراربدهند ! ماامیدواریم نه تنها گرایش مرد م بخصوص جوانان عزیز بسوی موسیقی مبتذل و..غربی کم شده بلکه بسمت این موسیقی سالم رفته واستقبال میکنند ، وازطرفی عنایت فرمایید نسبت به بیمه و..... این عزیزان نیز اقدام مقتضی مبذول فرمایند ،تا امیدی باشد برای بعد – سالمندی و..... در خاتمه طول عمر وسلامتی وموفقیت برای رهبر عظیم  الشاَن حضرت آیت الله العُظمی سیّدعلی خامِنه ای شما و همه سازندگان ایران اسلامی وآباد را از درگاه -  خداوند متعال خواهانم .دده تیلیم  میفرماید : مُولا علی علیه السلام شخصییت بُزُرگی است که خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن مجید صفات مُمتاز اورا ستوده است .

 

هَرکورسی نِشین لَر شاهنشا ه اؤلمـاز

شاه جیـقّه ســی جئبرئیلـدَ ن پَــر گـرَک

خَشم ایلـــه آتــــلانیب سئیرَه گئدَنــدَه !

شیکارینـــــا عَمـــرو  ؤ   عَنتَـــــر گــــرَک

 
 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد ۱۳۸۹ساعت   توسط اسدالله امیری  | 

حكيم تيليم خان 7نجي قورولتايي گورونتولري

ملايرلي آشيقلار ساغدان: احمد جامه بزرگي- عباس غلامي

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۹ساعت   توسط اسدالله امیری  | 

بیر باخیشدا؛ مرغئی

مرغئیی آرتیق تانییاق:

مرغئی کندی ایندی­کی " تقسیمات کشوری"یه گؤره مرکزی اوستانی، ساوه شهریستانی، نوبران بخشی و بیات دهستانینا تابع­دیر. البته بو آدلارین دوزو بئله دیر: ساوا، نوواران، بایات.

مرغئی، کنددن علاوه یئیلاقلار دئییلن مزرعه­یه ده مالک­دیر. بو مزرعه­لر اوچ اوبایا شامیل­دیر: آسگین، آت­اؤلن و قیزیل­قاش. مرغئی چایینین سویونون منشأی بو یئیلاقلاردیر.

داغلارین آدی:  قارا گونئی، گوننل، اینچه گدیک، آق کئش، قاسومه لی قوزئیی،اوج­تپه لر، آی(آیو) دلیگی، اشگ­اوچن، اینجی قارا...

دوزلر: دوز، آرا دوزو، کردر دوزو...

دره لر: سولودره، میس چیخن دره، خونالادره سی، آشور دره سی، مؤولون دره، ایسیل دره، اودمان دره، گولن دره، تؤلکو دره­سی...

بولاقلار: قئیلان بولاخ، آت بولاغو ...

قیه لر: آدام قیه، جیننه­لی قیه­سی، باتمان قیه، داش آتان قیه...

گدیک­لر: تیلیم خان گدیگی، کردرگدیگی، واسیدیی گدیگ، تختیی گدیگ، میسیرخان گدیگی...

گؤل لر: آتاقان(یاتاقان) گؤل...

یوللار: کوله یول، اوزون یول...

باغلار: باشکی باغلار، تیری چایو، کند اؤنگو، دگیرمان اوستو، خونالا، اوزوملو، دریست، میمه چایو، ورچند، یوخارو­باغ...

ارخ لر: میشین ارخی، بالا ارخ، کند ارخی، ماحمودلو، تیری ارخی، گولن دره ارخی، خونالا ارخی، اوزوملو ارخی، ساچو ارخی، کئشیگ­باشو ارخی...

مؤحله لر:                

-         یوخاروقالا: دارکوچه، خن اوستو، بوروج دالو، کوللوک، ائشیک دام، آشاغو مؤحله، یوخارو مؤحله، سولودره...

-         آشاغوقالا: ئینگی قالا، کاورا، قالااوستو، قالا قاپوسو  ...                     

  طایفالار: سورمانشاه­لو، آسگون­لو، زاکورلو، خادوم لو، کئف خان­لو

شاعیرلر: حکیم تیلیم خان، میرزامراد، تورکمان محمود، حاج علی سیفی، حیدرآقا خادملو، عیسی کریمی، محمد براتی، مهرعلی احمدی(اینجی ننه)...

ال ایشلری: خالوتوخوماق(خالواؤلچولری: بئش چیرک،آرشون یاریم،دوزری و.. نقشه لر: گیلاس،بیدیلی،آقجاقالا نقشه سی و... ) سبد هؤرمه (ایندی کی سبد هؤرنلر: محمد سورمانشاهی، محمد احدی)، کیلیم توخوماق، خورجون توخوماق، جووال توخوماق...

محصول لار: قوز، بادام، اریک، آلما، گیله­نار، آلچا، یئرآلما، مرجی، بوغدا، آرپا، نخود، سیبری، امریت(آرمود)...

اویونلار: گئدیب گلمه، آراکسدی، گیزلامپوچ، آغاج­آغاج، گانی­یه، آللاداد، ...

هله لیک بو قدر.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۸۹ساعت   توسط اسدالله امیری  | 

مرداد آیینین اون بیری؛ علی کمالی نین وفاتی

۱۱/۵/۱۳۷۵ (۲/۸/۱۹۹۶) تاریخینده ساوا خالقی بؤیوک عالیمینی ایتیردی. رحمتلیک دوکتور علی کمالی، برکتلی عؤمرونون سون گونلرینه دک دیلیمیزه، ادبیاتیمیزا، کولتوروموزه و کیملیگیمیزه قوللوق ائتدی. او اونودولماقدا اولان و اونودولموش شاعیرلری و مدنی شخصیتلریمیزین اثرلرینی توپلاییب و ادبیات دونیاسینا تانیتدیردی. تانری یئرین جنت ائتسین.

علی کمالی نین مزار داشی و یازیسی:

اؤلمه­ین تانریدیر

شاعیر و محقق بیرینجی درجه­لی عدلیه وکیلی شادروان علی کمالی رحمتلیک اکبر کمالی­نین بؤیوک اوغلونون صون ائوی

من ائلین دردلرین بیر­به­بیر دویدوم

ائلینن آغلادیم ائلینن گولدوم

چالیشدیم کی یایام آنا دیلیمی

من ائلین دردیندن سارالدیم سولدوم

تاپدیم تیلیم خانین خزینه­سینی

بونونلا شاد اولدو بو حزین گؤنلوم

یتیره­بیلمه­دیم اونو خالقیما

قویمایین سارالسین سولسون بو گولوم

چوخ نیسگیللر قالدی بو اورگیمده

هامی­سیندان آرتیق تیلیم­دیر، دیلیم

یازین باش داشیما بو مصراعی سیز

کمالین ابدی یاشادار تیلیم

 

دوغوم  11/1/1323

اؤلوم   11/5/1375

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۹ساعت   توسط اسدالله امیری  | 

ظهور/ ساوالی حکیم تیلیم خان

سني قويوب کيمه گئديم درمانه

səni qoyub kimə gedim dərmanə

افلاطون سن ائيله سن اميم منيم

əflatun sən eylə sən əmim mənim

سندن غئيري داخي لقمان ايسته­مم

səndən qeyri daxı loqman istəməm

اعتقادوم واردير سنه مين منيم

E'tiqadum vardır sənə mın mənim

 

 

تانيمانام اسکندر و دارا من

tanımanam iskəndər o dara mən

سندن دؤنمم گر چکيلسم دارا من

səndən dönməm gər çəkilsəm dara mən

توت اليمدن دوٍشموشم چوخ دارا من

tut əlimdən düşəmüşəm çox dara mən

آتا, قوووم خويشيم سن عميم منيم

ata, qovum xişim sən əmim mənim

 

 

فرهاد اولان هاچان دؤنر شيريندن

fərhad olan haçan dönər şirindən

تلخ فميمي دولدورگونان شيريندن

təlx fəmimi doldurgunan şirindən

بويور عصره وئرسين شادليق شيريندن

buyur əsrə versin şadlıq şirindən

گؤيلوم روشن اولسون سن اميم منيم

göylüm roşən oulsun sən əmim mənim

 

 

مرشديندن درسين آلير مني شاد

mürşidindən dərsin alır məni şad

غمين ايتمز ائديب سني مني شاد

qəmin itməz edib səni məni şad

ائيلمزلر عشقين کيمي مني شاد

eyləməzlər eşqin kimi məni şad

اگر اولسا يوٍز مين صنميم منيم

əgər olsa yüz min sənəmim mənim

 

 

باخ تيليمه به حرمت آغا سن

bax tilimə bə hörmət i ağa sən

منکرلري نار ايچره اي آغا سن

münkirləri nar içrə ey ağa sən

ظهور ائيله گوهرريز اول آغا سن

zuhur eylə göhərriz ol ağa sən

اوٍميديم کامل­دير سنه مين منيم

ümidim kamıldır sənə mın  mənim

ام: درمان 

بارات قندیلی گئجه سی و حضرت مهدی(عج) دوغوم گونو مبارک اولسون.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۸۹ساعت   توسط اسدالله امیری  |