اؤلمه ین اینسانلار
از سالها قبل به موضوع دفاع مقدس و خاطرات اشخاص در این زمینه علاقه مند بوده ام. یکی از علت های این علاقه حضور تمام اعضای ذکور خانواده تنها عمویم ( عمویم با سه پسرش) در جنگ بوده است.
عید فطر 93 بعد از نماز عید در مسجد مرغئی (روستای مراغه ساوه) برای تبریک عید به منزل مادر شهید فتح الله صمدی که عمه همسرم بوده و برای من حکم مادر را دارد میروم. میخواهم فتح بابی از برای بیان خاطرات پسر شهیدش بکنم. از ابوالفضل میپرسم. (ابوالفضل فرزند فتح الله است دقیقا به همان هیبت و رشادت). سری تکان میدهد ابیلفضی میگوید... سکوت همه جا را فرا میگیرد. نمیتوانم مقاومت کنم بغض همه مان میترکد.... ابوالفضل برای سونا عمه همان فتح الله است.

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت   توسط اسدالله امیری
|
