قارا گونئی

تورکجه ادبی، کولتورل، فولکلوریک و توپلومسال قونولاردا چالیشان وبلاگ

اؤلمه ین اینسانلار

از سالها قبل به موضوع دفاع مقدس و خاطرات اشخاص در این زمینه علاقه مند بوده ام. یکی از علت های این علاقه حضور تمام اعضای ذکور خانواده تنها عمویم ( عمویم با سه پسرش) در جنگ بوده است.

عید فطر 93 بعد از نماز عید در مسجد مرغئی (روستای مراغه ساوه) برای تبریک عید به منزل مادر شهید فتح الله صمدی که عمه همسرم بوده و برای من حکم مادر را دارد می­روم. می­خواهم فتح بابی از برای بیان خاطرات پسر شهیدش بکنم. از ابوالفضل می­پرسم. (ابوالفضل فرزند فتح الله است دقیقا به همان هیبت و رشادت). سری تکان می­دهد ابیلفضی می­گوید... سکوت همه جا را فرا می­گیرد. نمی­توانم مقاومت کنم بغض همه ­مان می­ترکد.... ابوالفضل برای سونا عمه همان فتح الله است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت   توسط اسدالله امیری  |